·          

       

 

سرسخن

کن و مکن هایی که وکیل دادگستری مکلف به رعایت آنها است در قانون وکالت ولایحه استقلال و آییننامه های مربوط به این قوانین آمده است . امادر جوار اینها قوانین نانوشتهای وجود دارند که اهمیت آنها کمتر از قوانین مکتوب نیست .

نگارنده سی  مین سال وکالت را پشت سرگذاشته و در عمر پنجاه و چندساله خود شغلی جز وکالت دعاوی نداشته و همواره کوشیده است ویژگیهای مثبت یک وکیل خوب را در خود ایجاد کند و اگر در این امرتوفیق نیافته باشد ، از بداقبالی است .

 

آنچه در صفحات بعد خواهد آمد مطالبی است که نگارنده در وهله اول بهمنظور تذکار به خود نگاشته است . ضوابط انتظامی وکالت را در قوانین وآییننامههای مربوط میتوان خواند . آنچه در این وجیزه آمده چیزهاییاست که در این متون رسمی یافت نمیشود .

 

بهمن کشاورز

۱ - احترام امامزاده با متولی است ( ضرب المثل فارسی)

تحریک موکل علیه همکار

یک ـ یکی از زشتترین و غیر قابل توجیهترین کارهائی که در روابط حرفهای ممکن است از وکیل دادگستری سر بزند تحریک موکلخود علیه وکیل طرف مقابل است . متاسفانه مواردی از این گونه به کانون گزارش شده است . این اقدام ، صرفنظر از اینکه در حیطه روابط انسانی صرف و فارغ از جنبههای حرفهای نیز قابل سرزنش و توجیهناپذیر است ، در محدوده حرفه وکالت توالی فاسد فراوان میتواند داشته باشد .

اولا ـ چون نوعا محل این برخوردها دادگاهها و دادسراهاست ، حرمت وکیل و وکالت نزد قضات مخدوش میشود و وکیلیکه محرک چنین حرکتی بوده مالا از این هتک حرمتبرکنار نخواهد ماند .

ثانیا ـ اینکه عوام احساس کنند به وکیل دادگستری هم میتوان تعرض و توهین کرد ، به ضرر همه وکلا است منجمله کسیکه محرک چنین حرکتی بوده .

ثالثا ـ اینکه موکل یک وکیل جرات چنین حرکتی را به خودبدهد ، لاجرم به ضعف و عدم توانایی وکیلش تعبیر خواهدشد و این در تحلیل نهائی به صرفه و صلاح محرک ایناقدام نیست .

گذشته از همه اینها نفس وجود چنین برخوردهائی بین وکلایدادگستری ـ که اگر برجستهترین افراد جامعه نباشند ، بنا براصل ، ازبرجستهترینها هستند ـ غیر قابل قبول و غیر قابل توجیه است .

حق این است که وکلا در عین نهایت جدیت و سختگیری در دفاع ازحقوق موکل ، آنجا که مساله روابط شخصی با همکاران مطرح میشود ، حداکثر احترام را برای همکاران خویش قائل شوند و حتی در اینمورد ـ علی الخصوص در دادگاهها و مراجع قضائی و انظار مردم ـ راهاغراق و غلو را بپیمایند . زیرا وکلا در کشور ما اقلیت کوچکی هستندکه به علت اهمیت شغل و ویژگیهای فردی خود معمولا محسود ومبغوض دیگران واقع میشوند . و به این ترتیب محل و مجالی برایتعارض آحاد این صنف با یکدیگر باقی نمیماند .

امیدواریم هرگز خبر دیگری در این خصوص دریافت نکنیم .

خصوصیات رفتاری و مشخصات ظاهری

سه ـ خصوصیات رفتاری و مشخصات ظاهری وکیل دادگستری باید بااهمیت حرفهاش متناسب باشد . بنابراین :

۱ ـ مراقب آراستگی ظاهر خود باشیم . منظم و مرتب بودن لباس ، رعایت هماهنگی رنگها در لباس پوشیدن ( در حد امکان ) ، تمیز بودن کفشها ، استفاده در حد معقول از عطر و مایعاتخوشبو کننده ( طبق سنت نبوی ، برای وکلایی که منع شرعیندارند ) ، انتظاری است که جامعه از وکیل دادگستری ـ بهعنوان نمونه برجسته قشر روشنفکر و دانشمند و تربیت شدهاجتماع ـ دارد .۲ ـ رعایت وقار و ابهت در رفتار و گفتار ، احتراز از شوخی وهزالی و حرکات سبک و ناشایسته ، علی الخصوص در مراجعقضائی و محلهای رسمی ( همانند کانون وکلا ) وگردهمائیهای صنفی ، در خور یک وکیل دادگستری است . بدیهی است رعایت این موارد در کلیه اجتماعات ـ به لحاظآنکه وکیل دادگستری به سهولت الگو و نمونهای برای حرکاتو سکنات دیگران قرار میگیرد ـ نیز از این جهت که هر وکیلنماینده صنف خویش است ، مستحسن خواهد بود .

۳ ـ ضمن رعایت حداکثر ادب در قبال حکام دادگاهها و مسئولینقضائی از خضوع و خشوع بیمورد و فروتنی بیش از اندازه ـ که ممکن است به چاپلوسی و مداهنه تعبیر شود ـ بایداحتراز کرد .

۴ ـ سخن گفتن وکیل باید در خور او باشد . عوامانه سخن گفتن والفاظ عامیانه به کار بردن به هیچ بهانهای از وکیل دادگستریپذیرفتنی نیست .

۵ ـ به یاد داشته باشیم که دفتر وکیل اهمیت و قداستی چون دادگاهدارد . پس وکیل در برخورد با موکل و پذیرایی از او بایدنهایت دقت و ریزبینی را معمول دارد . بنابراین پذیرایی ازموکلین در حالی که لباس نامناسب در بر و کفش دمپائی به پاداریم و یا مشغول صرف غذا هستیم ، درست نیست .

خلاصه اینکه باید همیشه به یاد داشته باشیم وقتی در جائی خود راوکیل دادگستری معرفی میکنیم آبرو و اعتبار یک صنف را ـ کهبنابراصل و بر مبنای وضعیت اکثریت آحاد خود ، صنفی محترم و معتبراست ـ در گرو وضع ظاهری و گفتار و کردار خود قرار میدهیم . پسباید بهوش باشیم که ناخواسته به صنف خود جفا نکنیم .

حفظ حرمت همکاران

دو ـ اینکه دو وکیل در مقام دفاع از حقوق موکلین خود با یکدیگرتعارض علمی و فنی پیدا کنند ، امری قابل قبول و شاید ناگزیراست . اما اینکه این اختلاف علمی و فنی جنبه معارضه شخصی وبرخورد فردی پیدا کند ، بهیچ وجه پذیرفته نیست .

موکلین و پروندهها میآیند و میروند اما وکلای طرفین به عنوانآحاد جامعه وکالت و همکاران یکدیگر باقی میمانند .

پس لازم است :

۱ ـ وقتی موکلمان از وکیل قبلی خود گله و یا به او حمله میکند ، حق همکاری را بجا آوریم و حتی المقدور از همکار غایبماندفاع کنیم .

۲ ـ در مقام خطاب به دادگاه هرگز استفاده از عناوینی چون»همکار دانشمند« یا »همکار محترم« و امثال آن را برایتوصیف وکیل طرف دعوی ، ترک و فراموش نکنیم .

۳ ـ اگر در اظهارات و استدلالات همکارمان اشتباه و خطای بینو فاحشی دیدیم ، در عین رد آن و باز نمودن خطا و تمسک بهموضوع به نفع موکل خویش ، هرگز به مسخره کردن و طعنهزدن و به رخ کشیدن دست نیازیم . که انسان محل خطا ونسیان است و خود نیز از اشتباه و لغزش مصون نیستیم .

۴ ـ هرگز اجازه ندهیم در حضور ما به همکارمان توهین شود . چهاز سوی موکل ما و چه از طرف مقام قضائی و چه از جانبافراد دیگر .

۵ ـ اگر از همکاران گلهای و نسبت به ایشان انتقادی و یا حتی ازایشان شکایتی داریم ، بدوا سعی در حل موضوع از طریقمذاکره مستقیم به عمل آوریم . در مرحله بعدی تلاش در حلقضیه به کمک همکاران پیشکسوت معمول داریم و مراجعه بهکانون یا مقامات قضائی و علنی کردن موضوع را به عنوان»آخر الدوا« در نظر بگیریم .

۶ ـ اجازه ندهیم عوام ( یا خواص ) با مستثنی کردن ما ( که : بلانسبت شما یا همه مثل شما نیستند ) به همکاران ما ( هر چندروش و منش ایشان مورد پسند ما نباشد ) حمله یا توهینکنند . بدیهی است رعایت این امور به هیچ وجه با وجوببرخورد با افرادی که عملشان آبروی جامعه وکالت را مهتوکمیکنند ، مانعه الجمع نیست .

حفظ حرمت حرفه

چهار ـ اگر قبول داریم که قاضی و وکیل دو بار فرشته عدالت هستند ـ که داریم . و اگر پذیرفتهایم که اقدامات این دو مکمل یکدیگراست و هدف هر دو وصول به حقیقت و احقاق حق است ـ کهپذیرفتهایم .

و اگر معتقدیم که هر دو اینها شان و مقامی بس والا دارند و هر یکدر موضع خود از موقعیت و اعتبار اجتماعی ویژه برخوردارند وهیچیک را بر دیگری رجحان و مزیتی نیست مگر از جهت تقوا و علمکه وسیله سنجش همه آحاد بشر با یکدیگر است و به این دو گروهشغلی منحصر نیست .

لاجرم باید بپذیریم که یکی از زشتترین افعالی که ممکن است ازیک وکیل سربزند این است که در مقام دفاع ـ به جای پرداختن بهمسائل علمی و فنی شکلی و ماهوی ـ به مقایسه مقام قاضی با مقاموکیل بپردازد و با تخفیف و تخدیش »تاسیس وکالت« و تعظیم و تقویتمقام قضاوت برای جلب همراهی دادگاه و تضعیف موقعیت طرفدعوی ، تلاش کند .

این رویدادی است که بنا به گفته یکی از همکاران محترم ـ در یکیاز دادگاهها واقع شده و حدوث آن ، همکار ما را بر آن داشته که دفاع وبحث در ماهیت قضیه را رها کند و به رد و قدح این نحوه برخورد و اینطرز بیان بپردازد . جالب اینکه ریاست دادگاه نیز موارد اعلام شده را ـ که کتبی و طی لایحه هم بوده ـ رد کرده و مخالفت خود را با ایندیدگاه و این روش کار اعلام نموده است . که البته از قاضی فهیم و متقیو دانشمند جز این انتظاری نیست .

همکار و راوی ماجرا ، نام وکیلی را که چنین برخوردی داشته ، فاشنکرده است . ( و حق همکاری نیز جز این نیست ـ حتی در موردهمکاری که خود حقوق و حدود صنفی را رعایت نمیکند و چه بسا دردرون خویش احساس وابستگی به صنف را نداشته باشد ) . اما ما ذکراین مختصر را لازم دانستیم تا اگر ، خدای ناکرده ، کسان دیگری هم بااین ذهنیت و دیدگاه در بین ما هستند ، به خود آیند و بدانند که جامعهوکالت ، همچون دریا است و ناخالصیها را از خود به دور میافکند .

سخن آخر این که هیچ فرد یا جامعه یا ملتی با خوار و ذلیل کردنخود و سر در گریبان فرو بردن و خضوع و خشوع بی جا کردن ، بهعزت و بزرگی نرسیده است و هرگز هم نخواهد رسید .

بله ، وظیفه وکیل این است که احترام دادگاه را ـ حتی به گونهایاغراقآمیز ـ حفظ کند اما این حالتی دو جانبه است : مضافا اینکه تکریمو بزرگ داشتن محکمه با ترذیل و تحقیر خود ( و بدتر از آن ـ حرفه وصنف خود ) ملازمه ندارد .

در خانه اگر کس است یک حرف بس است .

حفظ حرمت حق دفاع

پنج ـ قبول داریم که همه مردم در دادگاهها حق دفاع دارند وپذیرفتهایم که این حق عام و مطلق است . ( فراموش نکنیم که اصل۳۵ قانون اساسی ، برخلاف برخی اصول دیگر ـ که در آنها عدول از موارد مندرج در اصل »به حکم قانون یا به موجب قانون.

 

 

منبع:حقوق ایران

 


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: اخلاق حرفه ای وکیل , وکیل حرفه ای اخلاق حرفه ای


تاريخ : ۱۳٩٠/۳/۱٢ | ۸:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : دارالوکاله دادنگار | نظرات ()
.: Weblog Themes By SlideTheme :.