آیین نامه داخلی هماهنگ شده کانونهای وکلای فرانسه

آیین نامه داخلی هماهنگ شده کانونهای وکلای فرانسه
سه شنبه 24 ژانویه 2006

مقدمه
وکیل یاری دهنده عدالت است. وکلا پیوسته نقش برجستهای در اجرای عدالت داشتهاند و از همین رو اختیاراتی به آنها داده شده و تکالیفی بر عهده آنها گذارده شده است. محاکم نمیتوانند نسبت به وکیل از آنرو که نمایندگی موکل را بر عهده گرفته و به او یاری میرساند بیتفاوت باشند یا حتی او را طرف دعوا بشمار آورند بلکه در راه وظیفه اجرای عدالت که قانون به او داده است وکیل را باید در هیات دادگستری متحد و همکار خود بدانند.
پیرو این ویژگی که برای وکیل شناخته شده تکالیف و حقوقی نیز برای او ایجاد شده است. حق این که دادگاه اظهارات او را هر اندازه که برای بیان مدافعاتش لازم باشد بشنود. در محدوده مقررات حاکم بر حوزه قضایی میتواند حقالزحمه خود را دریافت دارد. حق دارد طرز به کارگیری وقت خود را تنظیم کند و مثل یک محکوم به اعمال شاقه از یک دادگاه به دادگاه دیگر نرود و از یک جلسه بازپرسی به جلسه کارشناسی نشتابد بلکه امکان آن را داشته باشد وقت خود را طوری تقسیم کند که بتواند از حقوق موکلش دفاع کند.

قسمت اول
ماده ۱ ـ اصول حرفه وکالت
۱ـ۱ حرفه وکالت شغلی است آزاد و مستقل
۲ـ۱ وکیل دادگستری عضو کانون وکلایی است که توسط شورای کانون وکلا اداره میشود.
۳ـ۱ احترام به مقررات و تفاسیر
وکیل دادگستری باید مقررات ذکر شده در آییننامههای مرتبط با حرفه وکالت را محترم بشمارد.
همه ارزشهایی که اصول بنیانی این حرفه را تشکیل میدهند در هر اوضاع و احوالی راهنمای رفتار وکیل دادگستری میباشند. تفسیرهای مقررات قانونی ـ آییننامهای و ترتیبی در حرفه وکالت رعایت میشود. وکیل میبایست وظایفش را با شایستگی. وجدان. استقلال و درستکاری و انسانیت انجام دهد و اصول شرافت، درستی، بینظری، همکاری، نزاکت و ادب را رعایت کند.
همچنین وکیل دادگستری در مقابل موکل خود ملتزم به اخلاص. دقت. احتیاط و ابراز شایستگی است.
۴ـ۱ مجازات: عدم رعایت هر یک از مقررات و تکالیف بالا خلاف محسوب و موجب مجازات انتظامی است.

ماده ۲ ـ اسرار حرفهای
۲ـ۱ اصول
اسرار حرفهای وکیل دادگستری از قواعد نظم عمومی است. اسرار حرفهای عام، مطلق و از نظر زمانی نامحدود میباشد.
وکیل الزاماً، رازدار موکل میباشد. حفظ اسرار حرفهای نفع عمومی جامعه محسوب میشود و هیچکس نمیتواند وکیل دادگستری را از چنین تعهدی معاف سازد.
۲ـ۲ دامنه اسرار حرفهای
اسرار حرفهای شامل همه موارد زیر اعم از قلمرو مشاوره یا دفاع میباشد.
نظرات مشورتی که به موکل میدهد.
مکاتبات بین موکل و وکیل یا بین وکیل و همکاران وی.
یادداشتها و بهطور کلی اوراق پرونده.
همه اطلاعات و مطالب محرمانهای که در اجرای حرفه وکالت، وکیل از آنها مطلع میشود.
دفتر یادداشت روز وکیل و اسامی موکلین.
صورت حسابهای مالی و سایر مدارک مالی که در اجرای بند ۳ ماده ۲۷ قانون ۳۱ دسامبر ۱۹۷۱ تنظیم شده است.
اطلاعاتی که از طرف حسابداریها یا هر شخص ثالثی به دست وکیل برسد (که فقط میتواند آن را به موکلش بگوید)
۳ـ۲ ساختار حرفهای شغل وکالت و چگونگی اعمال اسرار حرفهای
مجموعه اشخاصی که با وکیل دادگستری در دفتر او همکاری دارند میبایست در حفظ اسرار وکالتی همانند وکیل دادگستری عمل کنند. چنانچه اسرار حرفهای به هر ترتیب افشا شود وکیل دادگستری پاسخگوی آن خواهد بود.
هنگامی که وکیل به صورت گروهی وکالت میکند و یا به روش اشتراک وسایل شرکت دارد حفظ اسرار وکالتی به همه همکاران وکالتی و یا آنها که از وسایل مشترک استفاده میکنند تسری پیدا میکند.
۴ـ۲ اسرار بازپرسی
وکیل دادگستری اسرار بازپرسی را که در پرونده کیفری و یا اطلاعاتی که به منظور دفاع از پرونده استخراج کرده است باید محرمانه حفظ کند و از انتشار اوراق یا نامهها و اسنادی که مورد علاقه روز رسانهها میباشد پرهیز کند. با این حال هرگاه وکیل دادگستری بخواهد فتوکپی یک برگ از پرونده بازجویی را که در اجرای بند ۴ ماده
۱۱۴ قانون آیین دادرسی کیفری به او داده شده است در اختیار موکلش بگذارد بایستی بر طبق مقررات بند ۷ از ماده ۱۱۴ همان قانون که به موجب قانون ۳۰ دسامبر ۱۹۹۶ تغییر یافته است. لیست اوراق یا اسنادی را که لازم است به موکلش بدهد به اطلاع بازپرس برساند.
در صورت موافقت بازپرس وکیل او باید مقررات بند ۱ از ماده ۱۱۶ آیین دادرسی کیفری را به موکل تفهیم کند و قبل از دریافت تعهد موکل، در اجرای بند ۱ ماده ۱۱۴ قانون، از در اختیار گذاردن پرونده نزد موکل خودداری کند.
۵ـ۲ قاعده
تخطی از حفظ اسرار حرفهای جرم جنحهای است.

ماده ۳ ـ محرمانه بودن مکاتبات بین وکلا
۱ـ۳ اصول
همه مبادلات بین وکلا اعم از کتبی یا شفاهی از اسرار حرفهای هستند و طبعاً محرمانه میباشند.
مکاتبات بین وکلای دادگستری هر اندازه حایز اهمیت باشد در هیچ موردی نمیتوان آنها را توقیف یا در دادگاه ابراز کرد یا تصمیم به رفع محرمانه بودن آن گرفت.
۲ـ۳ استثناها
موارد زیر از اسرار حرفهای محسوب نمیشود و در نتیجه محرمانه نمیباشند.
مکاتبهای که هدف آن جایگزینی یک سند دیگر باشد.
مکاتبهای که روی آن کلمه رسمی نوشته شده باشد اعم از مکاتبات بین وکلا یا اشخاص به شرط آن که اشارهای به مذاکرات یا مکاتبات محرمانه نداشته باشد.
۳ـ۳ روابط اتحادیه اروپا ( U-E )
وکیل دادگستری در روابط با وکلای دادگستری کشورهای عضو اتحادیه اروپا مکلف است مفاد ماده ۳ـ۵ قانون وظایف وکلای دادگستری اتحادیه اروپا که در ماده ۱۹ این قانون آورده شد محترم بشمارد.
۳ـ۴ روابط با وکلای دادگستری خارجی
وکیل دادگستری ـ در رابطه با وکلایی که تبعه اتحادیه اروپا هستند قبل از مبادله اطلاعات باید اطمینان حاصل کند که در کشور طرف او مقررات محرمانه بودن مکاتبات وکیل وجود دارد. در صورت منفی بودن موافقتنامهای دال بر محرمانه بودن مکاتبات را به امضاء وکیل طرف برساند و یا از موکل پرسش کند که آیا خطر تجاوز به محرمانه بودن را میپذیرد؟
۵ـ۳ قاعده
رییس کانون وکلا این اصول را در مقابل هر نوع تجاوز تضمین میکند و احترام به رعایت آن را در محدوده مقررات وظایف وکالتی تامین میکند.

ماده ۴ ـ تعارض منافع
۱ـ۴ اصول
وکیل دادگستری نمیتواند مدافع یا مشاور چند نفر در یک دعوا باشد که بین منافع آنها تعارض وجود داشته باشد مگر آن که طرفین در این مورد با هم توافق کنند. آزادی انتخاب وکیل مطلق است و در صورت تعارض منافع موکلین مقید میگردد.

تعارض منافع
۲ـ۴ تعریف
در موارد زیر تعارض وجود دارد:
هر گاه وکیل دادگستری هنگام قبول وکالت در امر مشاوره خواه به دلیل ارزیابی موقعیت موجود باشد یا عدم امکان استفاده از دلایل حقوقی که به نفع موکل است و یا از نظر درک این واقعیت که منافع یک یا چند نفر ممکن است در خطر قرار بگیرد نتواند نظر مشورتی صادقانه و بدون ملاحظه به موکل خود بدهد مورد از موارد تعارض میباشد.
همچنین هنگام قبول وکالت اگر کمک به چند نفر او را در دفاع از موکل و به کارگیری استدلالهای لازم و ریزهکاریهای وکالتی مانع شود.
تحولی که موجب پیدایش یکی از مشکلات بالا بشود.
در موارد زیر تضاد منافع وجود ندارد:
در هر موردی که وکیل دادگستری با آگاه ساختن موکلین و کسب موافقت آنها قبول کرد اختلاف بین چند موکل را مرتفع سازد و موفق نشد که رفع اختلافات کند
بعداً نمیتواند مشاوره یا وکالت یکی از آنها را در همان مورد قبول و رفع اختلاف
کند.
نیز هر گاه با موافقت چند موکل با یک استراتژی مشترک نظر مشورتی به آنها بدهد.
اگر وکلایی که در یک مجموعه وکالتی هستند هر یک در چهارچوب یک مذاکره به وکالت یکی از آن موکلین دخالت کنند مشروط بر این که موکلین از تعلق آنها به یک ساختار مشترک آگاه باشند تضاد منافع وجود ندارد.

۳ـ۴ حدود دخالت وکیل
خودداری از پذیرفتن وکالت
در مواردی که بین طرفین توافق شده باشد و سپس اختلاف منافع پیدا شود و خطر آن باشد که اسرار حرفهای برملا و یا استقلال وکیل در معرض خطر قرار گیرد وکیل باید از پذیرفتن دعاوی موکلین خودداری کند.
اگر پذیرفتن دعاوی موکل جدید موجب شود اسرار وکالتی موکل قدیم در معرض تجاوز قرار گیرد و یا اطلاع وکیل از دعوای موکل قدیم موجب شود موکل جدید به نحو غیرموجهی از این موقعیت استفاده کند وکیل نباید وکالت جدید را به پذیرد.
موارد خاص
در صورت خطر جدی تعارض منافع وکیل باید قبل از قبول وکالت یکی از موکلین موافقت بقیه را به دست آورد. در مورد در خواستهای متعدد چند نفر در یک
دعوا وکیل نمیتواند دعوای یکی را بدون احترام گزاردن به مقررات بالا
بپذیرد.
وکیل دادگستری میتواند در سایر دعاوی موکلین خود بدون کسب موافقت آنها دخالت کند مشروط بر این که این دعاوی با هم تعارض نداشته باشند و به استقلال او لطمه نزنند و به اسرار حرفهای آسیبی وارد نسازند.
ساختار حرفهای و چگونگی اجرای آن
هنگامی که وکلای دادگستری به صورت گروهی کار میکنند مقررات مربوط به تعارض منافع شامل مجموعه گروه و همه اعضای آن خواهد شد.
در مورد وکلای دادگستری که با ساختار و اشتراک وسایل با یکدیگر کار میکنند چنانچه در داخل این ساختار احتمال برملا شدن اسرار حرفهای وجود داشته باشد مقررات یاد شده درباره آنها اعمال میشود.

ماده ۵ ـ رعایت احترام اصل حضوری بودن
۱ـ۵ اصل
وکیل باید به اصل حضوری بودن احترام بگذارد
تبادل لوایح و ابراز دلایل باید همزمان در مواعد مقرر در قانون و به صورت کتبی به عمل آید تا با محترم شمردن حق دفاع دعوا به طور صحیح و منصفانه انجام گیرد.
۲ـ۵ این قاعده وکیل را ملزم میسازد که در موارد زیر اصل حضوری بودن را رعایت کند:
در هر دادگاهی که حضور وکیل الزامی نیست و آنجا که اصل شفاهی بودن مدافعات جاری است.
در برابر کمیسیونهای بانکی.
کمیسیون عملیات بورس.
و به طور کلی در برابر همه ارگانهایی که به نحوی از انحاء دارای قدرت قضایی هستند.
۳ـ۵ در دعاوی عمومی و در محاکم کیفری وکلای طرفین باید دلایل قانونی یا دلایل حقوقی و دلایل اثبات را به دادیار و وکلای طرف مقابل تا پایان بازپرسی و در جلسه علنی تسلیم کنند.
هر گاه در یک دادرسی کیفری متهم به ارتکاب جنحه یا جنایت درخواست رسیدگی به ایرادهایی از قبیل ایراد عدم صلاحیت، شمول مرور زمان، امر مختومه و نظایر آن را میکند وکیل او، باید دلایل اثبات ایرادات را بدون تاخیر ارایه کند تا آن که طرف دیگر بتواند در مقام جواب از اصل حضوری بودن در مهلت لازم استفاده کند، به استثناء موردی که ابراز دلایل دلیل اقامه شده را به خطر اندازد که در این صورت قاعده عام یاد شده که وکیل متهم باید آن را محترم بشمارد اعمال خواهد شد.
۴ـ۵ روابط با طرف مقابل
وکیل دادگستری که دعوایی را علیه طرفی اقامه میکند که وکیل او را میشناسد اگر به منافع موکلش لطمهای نمیخورد، باید قبلاً همکارش را از آن آگاه سازد.
در طول محاکمه رفتار وکیل دادگستری با همکارش که از طرف مقابل دفاع میکند بایستی از اصول نزاکت همکاری و درستکاری، که بر حرفه وکالت حاکم است، الهام بگیرد.
وکیل دادگستری که از تصمیم اتخاذ شده توسط قاضی کیفری پژوهش خواهی میکند بایستی بلافاصله وکیل طرف مقابل را آگاه سازد و در مورد در خواست ابطال به همین ترتیب عمل کند. همین قاعده در مورد پژوهش خواهی مدنی و تجدیدنظر خواهی از دعوای ماهوی صدق میکند.
۵ـ۵ مبادله اسناد
مبادله اسناد به وسیله مبادله اصول اسناد یا فتوکپی آنها صورت میگیرد. اسناد باید شمارهگذاری شده به مهر وکیل ممهور گردد و همراه با یک فهرست یا تاریخ به امضای وکیل برسد. مبادله در شرایط زیر انجام گیرد.
اسنادی که به زبان خارجی هستند بایستی همراه با ترجمه عادی باشند هرگاه به صحت ترجمه اعتراض شود باید ترجمه مترجم قسم خورده با آن همراه گردد.
دلایل واقعه و دلایل قانونی و دلایل قانونی که در فوق پیشبینی شده ممکن است به صورت گزارش خلاصه شده یا به صورت دادخواست باشند.
رویه قضایی و دکترین در صورتی که منتشر نشده باشند به دادگاه تسلیم میشوند
و در صورتی که منتشر شده باشند مشخصات کامل آنها به وکلای دیگر داده خواهد
شد.
۶ـ۵ قاعده
تخطی از اصل حضوری بودن تخلف است و میتواند موجب مجازات انتظامی گردد.

قسمت دوم: فعالیتهای وکالتی
ماده ۶ ـ حوزه فعالیت حرفهای وکیل دادگستری
۱ـ۶ تعریف حوزه فعالیت
وکیل دادگستری یاریدهنده دادگستری و فعالیت او به جهانی شدن حقوق کمک میکند.
ماموریت او دخالت حرفهای در قلمرو زندگی فردی، اقتصادی و اجتماعی مردم با اصل احترام به اصول اصلی حاکم بر حرفه وکالت میباشد.
۲ـ۶ شایستگی برای وکالت
وکیل دادگستری قانوناً شایستگی کمک به موکلین و احراز نمایندگی آنها را در دادگستری بدون آن که حتی در وکالتنامه تصریح شده باشد با در نظر گرفتن استثناهای پیشبینی شده در متون قانونی و آییننامهای دارا میباشد.
وکیل دادگستری شایستگی آن را دارد که به موکلینش در مورد اجرای مقررات و اصول قضایی، تنظیم اسناد، معاملات و قراردادها خواه در اصل وکالت یا به تبع آن نظر مشورتی بدهد و به آنها کمک کند.
او میتواند از موکلش ماموریت در دادگستری به پذیرد و شایستگی آن را دارد که در چهارچوب وظیفه خود مانند سرپرستی امین و با رعایت حقوقی که بر عملیات او قابل اعمال میباشد هر وظیفهای را انجام دهد.
۳ـ۶ وکالتنامه
پس از تحقق آن چه ذکر شد وکیل میتواند از موکل خود وکالت بگیرد و موضوع وکالت غیر از دفاع یا نمایندگی اختیارات دیگر از قبیل داوری، کارشناسی، صلح، سازش و مدیریت تصفیه باشد. به علاوه وکیل میتواند وظیفه قیم، ولی و وصی را اعمال کند. همچنین مذاکره و امضای حساب موکل را بخصوص در چهارچوب پیمانکاری بهپذیرد و نیز نماینده مالی موکلش باشد. این قبیل وکالتنامهها باید منجز بوده و نمیتواند عام باشد.
او میتواند موکلش را جهت مذاکره در یک مجمع یا ارگان همراهی کند و نیز موظف است در این موارد وکیل شخص حقوقی یا نماینده قانونی شخص حقوقی و یا دعوت کننده را در صورت لزوم آگاه سازد.
وکیل دادگستری میتواند هم خود مالی را به امانت بهپذیرد و هم به عنوان ثالث طبق قرارداد و یا از طرف دادگاه امانت به پذیرد لکن از به امانت گرفتن و یا به سپرده پذیرفتن اشیایی که به طور آشکار غیرقانونی و متقلبانه است خودداری کند.
به علاوه او باید قرارداد کتبی که طبیعت، دامنه و مدت ماموریتش را معلوم میسازد و شرایط و چگونگی خاتمه آن و نحوه پرداخت حقالزحمه را مشخص کند و به امضای موکل برساند. هنگامیکه وکیل امانتدار وجوه، داراییها یا اشیاء بهادار باشد باید آنها را بدون تاخیر به CARPA یا حساب سپرده رییس کانون بسپارد. هر وکالتی که به وکیل دادگستری داده میشود باید کتبی و همراه با نام و خصوصیات موکل و ذکر موضوع وکالت باشد.
۴ـ۶ الزامات و ممنوعیتهای مربوط به وکالت
وکیل دادگستری موظف است مورد وکالت را محترم شمرده و دقیقاً آن را اجرا کند و در صورتی که اوضاع و احوال ایجاب کند از موکل خود بهخواهد اختیارات او را تمدید کند چنانچه وکیل متوجه شود وکالتی که به او محول شده است انجام آن توسط وی غیرممکن میباشد باید بدون تاخیر موکل را از آن آگاه سازد.
وکیل دادگستری نمیتواند بدون اجازه موکل مورد وکالت را به خود یا به حساب خود منتقل کند.
وکیل دادگستری نمیتواند موکلش را به موجب قرارداد به نحو غیرقابل برگشت متعهد سازد. هنگامی که وکیل به موجب وکالتنامه اختیار وجوه، داراییها، اوراق بهادار یا انتقال اموال موکل را دارد باید این اختیارات صراحتاً در وکالتنامه ذکر شده باشد یا اگر تصریح نشده باشد موکل کتباً این اجازه را به وکیل بدهد.
وکیل دادگستری از انجام معامله صوری به جای دیگری که حق انجام آن را ندارد و از انجام معاملات دلالی و دریافت حقالجعاله و فعالیتی که جنبه بازرگانی دارد و با حرفه وکالت سازگاری ندارد ممنوع است. وکیل دادگستری نمیتواند وکالت اداره کردن معاملات اوراق بهادار یا غیرمنقول را بهپذیرد مگر به صورت فرعی و اتفاقی آن هم پس از آگاه ساختن رییس کانون.
هنگامیکه یکی از ماموریتهای ذکر شده در بند ۳ـ۶ به وکیل دادگستری داده شود وکیل در اجرای آن تابع اصول اساسی وکالت خواهد بود و باید بخصوص از مستقل ماندن خود اطمینان حاصل کند.
هنگامیکه به وکیل دادگستری داوری داده میشود او باید مقررات آیین دادرسی داوری را مراعات کند. و بخصوص به مهلت آیین دادرسی و محرمانه بودن مذاکرات پایبند بوده اصل حضوری بودن و برابری بین همه اصحاب دعوا را هم خود رعایت کند و هم دیگران را وادار به رعایت کند.
ماده ۷ ـ نوشتن اسناد
۱ـ۷ تعریف نویسنده
وکیل دادگسستری که به تنهایی یا با همکاری شخص حرفهای دیگر سند حقوقی به حساب یک یا چند نفر اعم از آن که مشاور داشته باشند یا نه مینویسد و امضای آنها را در زیر سند میگیرد نویسنده آن سند محسوب میشود.
صرف عمل نوشتن متن یک سند توسط وکیل دادگستری در صورتی که امضای آن بدون حضور او گرفته شده باشد موجب نویسنده تلقی شدن وی نمیشود.
وکیل دادگستری در صورتی که خود را نویسنده فکری سند میداند میتواند
نام و عنوانش را روی سند که نوشته و یا در نوشتن آن مشارکت داشته است
بنویسد:
موجب آن گردیده که او طرف یا چند طرف گواه تلقی شود.
به اسرار حرفهای او یا به جنبه محرمانه بودن مذاکرات آسیب وارد خواهد ساخت باید از دخالت کردن در نوشتن سند خودداری کند.
وکیل دادگستری که در نوشتن یک سند خواه به عنوان نویسنده منحصر خواه با مشارکت یک شخص حرفهای دیگر شرکت میکند نمیتواند در دادگستری برای اعتراض به اعتبار آن اقدام کند.

ماده ۸ ـ روابط با طرف مقابل
۱ـ۸ اصل
هرکس حق آن را دارد که با یک وکیل دادگستری مشاوره کند یا نظر مشورتی بگیرد و وکیل دادگستری از او دفاع کند.
۲ـ۸ حل وفصل دوستانه:
هرگاه اختلافی قابلیت آن را دارد که قبل از ورود در دعوا به طریق دوستانه
حل و فصل شود وکیل دادگستری، با موافقت موکلش میتواند با طرف مقابل تماس بگیرد.
این تماس فقط از راه فرستادن یک نامه به طرف دیگر انجام میگیرد که در آن یادآوری میشود که دریافتکننده نامه اختیار آن را دارد که با یک وکیل دادگستری دیگر مشورت کند. و از او بهخواهد نام مشاورش را به اطلاع وی برساند.
در این نامه، وکیل دادگستری باید در حالی که موضوع درخواست را به طور خلاصه بیان میکند از بیان هر مطلب نادرست و هر نوع تهدیدی خودداری کند. این نامه میتواند احتمال اقامه دعوا را ذکر کند.
این مقررات درباره هر رابطه تلفنی هم که وکیل آغازکننده آن نمیتواند باشد اعمال میشود.
۳ـ۸ اقامه دعوا
هنگامیکه در نظر است دعوایی اقامه شود یا طرح دعوایی در جریان میباشد وکیل دادگستری نمیتواند با طرف مقابل ملاقات کند مگر پس از آن که به او اطلاع بدهد که نفع وی در آن است که این ملاقات انجام شود.
هرگاه طرف مقابل اطلاع داد که قصد دارد از یک وکیل دادگستری استفاده کند از این وکیل باید در هر ملاقاتی دعوت به عمل آید. در دادرسی که طرف مقابل وکیلی انتخاب نکرده است یا در دعوایی که وکیلی خود را از طرف مقابل معرفی کرده وکیل دادگستری به عنوان وکیل موکلش میتواند هر حکم یا دستور صادره از دادگاه یا هر اخطار پرداخت را به شخص طرف مقابل بفرستد یا به شخص او پاسخ بدهد.
در صورتی که طرف مقابل وکیلی داشته باشد یا در دعوایی وکیل طرف مقابل خود را معرفی کند وکیل باید منحصراً با همکارش ارتباط برقرار کند.
معهذا در صورتی که در دعوایی وکلای طرفین تعیین شده باشند وکیل میتواند نامههایی را که ارزش سند دادرسی دارند به نشانی طرف دادرسی بهفرسد مشروط بر این که هم زمان با آن به نشانی و میل طرف هم آن را ارسال دارد.
۴ـ۸ در همه حالات وکیلی که وظیفه کمک کردن به یک موکل را در یک معامله دارد نمیتواند بدون حضور موکلش یا بدون موافقت او به گفتگو بهپردازد.
برای گفتگو کردن با طرف دعوایی که دارای وکیل میباشد وکیل نمیتواند او را به تنهایی به پذیرد مگر آن که همکارش از پیش با آن موافقت کرده باشد.

ماده ۹ ـ جانشین شدن وکیل در یک پرونده
۱ـ۹ وکیل جدید
وکیلی که در یک پرونده مداخله کند باید بررسی کند که آیا قبلاً یک یا چند وکیل دادگستری به عنوان مدافع یا مشاور موکل در آن دخالت داشتهاند یا نه.
وکیلی که قبول میکند در یک پرونده جانشین همکارش بشود باید قبل از هر مداخلهای همکارش را کتباً آگاه سازد و از مبالغی که احتمالاً نام برده از موکل او طلب دارد پرسش کند.
در هیچ حالتی وکیل جدید نمیتواند از منافع موکل علیه وکیل یا وکلای قبلی دفاع کند مگر آن که رییس کانون قبلاً با آن موافقت کرده باشد.
۲ـ۹ وکیل برکنار شده
وکیل برکنار شده حق نگاهداری مدارک موکل را ندارد و باید بدون تاخیر همه مدارک ضروری برای آشنایی کامل با پرونده را در اختیار بگذارد.
۳ـ۹ حقالوکاله قابل پرداخت
در صورتی که حقالوکاله به وکیل قبلی که در پرونده دخالت داشته پرداخت شده باشد وکیل جدید باید کوشش کند که حساب آنها تسویه شود.
مادام که این مبالغ تسویه نشده است جز در مواردی که رییس کانون موافقت کرده باشد او نمیتواند هیچ فعالیتی انجام دهد یا وجهی دریافت کند.
اجازه رییس کانون میتواند مشروط به سپرده گذاردن مبلغی که او تعیین میکند بشود.
هرگاه وکیل جدید مقررات دو بند پیش را رعایت نکند ممکن است او شخصاً
مدیون وجوهی که بایستی به وکیل یا وکلای قبل از او پرداخت گردد شناخته
شود.
۴ـ۹ معاضدت قضایی
مقررات بالا در حالی که یک وکیل انتخابی بعد از یک وکیل معاضدتی مداخله میکند مجری است.

ماده ۱۰ ـ تبلیغات
۱ـ۱۰ تعریف تبلیغات
تبلیغات کارکردی به منظور شناساندن وظیفه وکیل و کانون وکلا میباشد و در صلاحیت سازمانهایی است که این حرفه پیشه آنها است.
تبلیغات شخصی وکیل در حدی که اطلاعات ضروری را به عموم برساند مجاز میباشد.
این تبلیغات باید منطبق با واقعیت بوده اسرار وکالتی را محترم شمرده و با مناعت و نزاکت همراه باشد.
۲ـ۱۰ انواع تبلیغات منع شده
هر عملی که توام با اصرار یا تقاضا باشد برای وکیل ممنوع است.
منظور از اصرار آن است که خدمات وکالتی را با مراجعه شخص وکیل و یا نماینده او به خانه موکل، به محل اقامت مشخص، به محل کار، محل استراحت، محل پذیرایی او یا در یک محل عمومی عرضه میکند.
منظور از تقاضا آن است که پیشنهاد و پذیرفتن خدمات وکالت از سوی وکیل به صورتی که باب سلیقه موکل باشد به عمل آید و بدون آن که از او دعوتی به عمل آمده باشد ارایه گردد.
مقررات دو بند پیشین همچنین شامل عرضه خدمات و پیشنهاداتی که طبق سلیقه شخصی در آمده باشد و فرستاده نشود میگردد.
تبلیغات به منظور مشاوره و یا نوشتن اسناد که از طریق پخش اوراق و نامهها، اعلان دیواری، فیلم سینمایی، انتشار رادیویی یا تلویزیونی انجام گردد ممنوع میباشد.
۳ـ۱۰ سایر آگهیهای تبلیغاتی که ممنوع نمیباشد
موارد زیر تبلیغات ممنوع محسوب نمیشوند:
سازمان دادن یک کنفراس، سمینار و دورههای آموزش حرفهای
شرکت وکیل در یک سالن نمایشگاه حرفهای
۴ـ۱۰ سر کاغذ
سر کاغذ وکلا مانند هر مدرکی که به اشخاص ثالث فرستاده میشود باید تابع مقررات تبلیغات شخصی باشد روی سر کاغذهای وکلا فقط باید نام کسانی که به حرفه وکالت اشتغال دارند یا در دفتر مربوط کار وکالت میکنند ذکر گردد.
آن چه الزاماً باید ذکر شود
روی سر کاغذ باید نشانی، شهرت، نام وکیل، نام دفتری که با آن کار میکند، کانون وکلایی که به آن تعلق دارد شماره تلفن و تلکس نوشته شود. در صورتی که عضو کابینهای است نام آن هم باید نوشته شود.
در حالتی که انجام وکالت فردی نباشد سر کاغذ باید نوع وکالت را هم ذکر کند. اعم از: شرکت مدنی وکالتی، شرکت انجام وکالت لیبرال و شرکت مشارکتی.
ساختارهای مشترک بودن وسایل کار نمیتوانند از سر کاغذی استفاده کنند که در ذهن عموم ساختار نحوه اجرایی جلوه کند.
سر کاغذ میتواند متذکر موارد زیر باشد:
شماره تلکس، نشانی الکترونیکی.
عناوین دانشگاهی و دیپلمها و مشاغل تدریس عالی در فرانسه و در خارج
امتیازات حرفهای
شغل قضایی که قبلاً به آن اشتغال داشته
درجهای که در خارج به او داده شده و به او اجازه میدهد که در فرانسه به وکالت اشتغال ورزد
یک یا چند تخصص که بر طبق مقررات به دست آورده است.
نام و شهرت و کلایی که در دفتر وکالت بر طبق یکی از اشکال پیشبینی شده در قانون همکاری دارند.
ذکر دفتر یا موسسه دوم یا وابسته
مشارکت در ساختارهایی که در وسایل با وکیل مشترک هستند و در گروه GIE,GEIE و شبکهها قرار دارند.
شروط برای این که آن چه ذکر میشود با واقعیت و با قراردادهایی که به کانون وکلا داده شده منطبق باشند.
همچنین ذکر موارد زیر در سر کاغذ مجاز میباشد:
ذکر logo حرفهای و با موافقت کانون وکلا logo دفتری که با آن مرتبط میباشد.
ذکر گواهینامه بیمه از نوع (ایزو) iso که منحصراً نشانه استاندارد و مدل و نام موسسه گواهیکننده میباشد (مثال: دفتر وکالت دارای گواهی ۹۰۰۱ iso که نام ارگانسیم گواهیکننده مجاز میباشد) و پهلوی آن شماره ثبت نزد این ارگانسیم را مینویسد.
۵ـ۱۰ کارتهای ویزیت حرفهای
روی کارتهای ویزیت حرفهای یک وکیل میتوان همان کلماتی را به کار برد که روی سر کاغذ وکیل مجاز دانسته شده و مناصب اجتماعی یا سازمانی را که به آن تعلق
دارد.
تابلوهای وکیل باید حالت و ابعاد به قاعده و مناسب داشته باشد و در محل ورودی ساختمان و محل استقرار دفتر نصب گردد و روی آن به جز آنچه که در بند ۴ قانون ۳۱ دسامبر ۱۹۷۱ که بهوسیله قانون ۳۱ دسامبر ۱۹۹۰ تغییر یافته ذکر شده چیزی نوشته نشود.
۶ـ۱۰ اعلام وقایع یا آگهیها:
۷ـ۱۰ در اعلام وقایع یا در آگهیها از جمله آگهیهایی که در مطبوعات درج میشود باید مشخصات کامل و فنی وکیل از جمله مستقر شدن وکیل در محلهای جدید، ملحق شدن شریک جدید به دفتر وکالت، مشارکت با یک گروه مجاز و بازکردن یک دفتر دوم ذکر شود.
۸ـ۱۰ نشریه
وکیل میتواند نشریهای برای شناساندن دفترش منتشر کند.
هر نشریهای قبل از انتشار باید به کانون وکلا فرستاده شود.
نکاتی که درج آن الزامی میباشد:
نشریه باید هر آن چه را که باید الزاماً روی سر کاغذ نوشته شود در برداشته باشد.
نکاتی که درج آن مجاز میباشد:
وکیل میتواند آن چه را که مجاز است روی سر کاغذ خود درج کند و نیز همه اطلاعاتیرا که برای ارزیابی و سنجش فعالیت دفتر وکالت مفید میباشد در نشریه بیاورد. نکات زیر را مخصوصاً میتواند در آن بنویسد:
قدمت کار هر یک از وکلای دفتر
سازمان و ساختار داخلی دفتر
قلمرو فعالیت دفتر
زبانهای خارجی که بهکار برده میشود
چگونگی تعیین حقالزحمه
مشروط به موافقت آنها، نام کارکنان، غیروکیل را که به صورت منظم و موثر با دفتر یاد شده همکاری دارند.
مشارکت وکلا در کادر تدریس
صورت دفاتر و موسسات دوم و نام طرفهای مکاتبه در خارج مشروط براین که با هر یک از طرفهای خارج یک قرارداد منعقد شده و به کانون وکلا داده شده باشد.
مواردی که ذکر آن ممنوع میباشد:
نشریه اطلاعاتی نباید به موارد زیر اشاره داشته باشد:
نام موکلین، ولی استثنائاً نشریهای که نام موکلین در آن درج شده باشد میتواند در خارجه در کشورهایی که انتشار چنین نشریهای مجاز میباشد با موافقت موکلین منتشر شود.
فعالیتهایی که با اشتغال به حرفه وکالت ارتباطی نداشته باشند.
نشریه به مسوولیت کامل نویسنده یا نویسندگان آن که نامشان در آن ذکر شده چاپ و منتشر میشود انتشار نشر برای عموم مجاز است. نشریه باید فقط توسط کابینه وکیل پخش شود بدون آن که مجاز باشند آنها را در مکانهای عمومی بگذارند یا به منظور پخش به اشخاص ثالث بدهند به استثناء سرویسهای پخش که خدمات پستی پیشنهاد میکنند.
۹ـ۱۰ گواهی «بیمه حسن کار»
انتشار گواهینامه (بیمه حسنکار) کابینه وکالت
تعریف:
در بیمه حسنکار و روش گواهی کردن وکلا در فرانسه در صورتی که وکیلی بخواهد آن را به اطلاع عموم برساند بایستی هنجار ( NORMES )های مقررات و روندهایی را که توسط ISO تعریف شده بدون توجه به هر نوع دیگر از هنجار بیمه حسنکار محترم بدارد.
روش گواهی کردن:
اقدام به گرفتن گواهینامه باید به کانون وکلای محل دفتر وکیل یا محل انجام وکالت یا احتمالاً به کانون وکلای محل مرکز اصلی آن اطلاع داده شود.
گواهینامه دفتر وکالت فقط میتواند یک دفتر فردی یا یک ساختار انجام وکالت را در برگیرد. و ساختار استفاده از وسایل کار، شبکههای وکالت، یا خدمات یا تقسیمبندیهای دفتر مشمول آن نمیشود.
برای استفاده از روش سمعی گواهینامه وکلای فرانسه میتوانند به هر سازمان صدور گواهینامه که در یک کشور اتحادیه اروپا معتبر شناخته شده (مثلاً در فرانسه به هر سازمانی که توسط COFRAC معتبر شناخته شده مراجعه کنند.
سازمان صدور گواهینامه فقط میتواند موسسه سمعی را که دوره بخصوص مورد نظر شورای ملی کانونها را گذرانده است تعیین کند.
سر کاغذی که حوزه فعالیت وکیل را تعیین میکند نباید با عنوان دیپلمها و تخصصهای آییننامهای ابهامی ایجاد کند.
به کاربران گواهینامه
وکیلی که در نظر دارد که متن گواهینامه بیمه حسنکار را به کاربرد باید گواهینامه در جریان صدور را با مشخصات صریح و کامل و نیز سوابق صادرکننده گواهینامه و موارد استفاده از آن را به کانون وکلا اعلام کند.
گواهینامه روی سر کاغذ به ترتیبی که قبلاً گفته شد و روی نشریاتی که پخش میشود و به صورت کلیتر روی همه اوراق یا مدارک لازم برای چاپ و نشر که دفتر وکالت مورد استفاده قرار میدهد مجاز میباشد.
۱۰ـ۱۰ درج در دفتر تلفن و مینیتل
هر وکیلی میتواند نامش را در فهرست عمومی و در صورت اقتضاء زیر هر یک از فهرستهای تخصصی مربوط به تخصصی که برای او شناخته شده ذکر کند.
یک وکیل یا دفتر وکیل میتواند نام خود را در سالنامه ناحیهای که دفتر اصلی وکیل در آن قرار دارد و در سالنامه ناحیهای که دفتر یا دفاتر دومی که بر طبق مقررات اجازه تاسیس یافتهاند. و نیز موسسات دوم و شعب آن را درج کند. در مورد دفتر دوم وکیل ملزم است که متن قابل درج در سالنامه را نزد رییس کانون که دفتر دومی در حوزه آن قرار دارد با نظر رییس کانون درج کند.
مطالب قابل درج یاد شده قبلاً به کانون فرستاده میشوند. این مطالب با مسوولیت انحصاری صاحب آن درج میشوند و صاحب آن باید بر صحت مطالب و انطباق آن با اصول اساسی مراقبت داشته باشد.
۱۱ـ۱۰ اینترنت
این نوع تبلیغات بایستی منطبق با مقررات ماده ۱۶۱ فرمان ۲۷ نوامبر ۱۹۹۱ و فرمان شماره ۷۸۵ ـ ۷۲ مورخ ۲۵ اوت ۱۹۷۲ باشد.
متون مجاز همانهایی هستند که برای نشریهها گفته شدهاند.
وکیلی که پیشنهاد بازکردن یک سایت اینترنت را دارد باید به کانون وکلا اطلاع بدهد و مرکز آبونمان و چگونگی دسترسی به سایت را به آن اعلام کند.

ماده ۱۱ ـ حق الوکاله ـ حقوق پیشپرداخت چگونگی پرداخت حق الوکاله
۱ـ۱۱ مشخص ساختن حقالوکاله
حق الزحمه و بازپرداخت هزینهها و پرداخت
وکیل حق دارد که حقالوکاله و حقالزحمهای را که در مقابل کار انجام شده و خدماتی که عرضه کرده و نتیجهای که به دست آمده است و نیز بابت پرداخت هزینهها و پیش پرداختهایی که انجام گرفته دریافت دارد.
حقالزحمه وکیلی که از طرف موکل پروندهای به او محول میشود حق کسب شده وکیل است و حتی اگر قبل از حصول نتیجه پرونده از او گرفته شود بابت کاری که انجام داده است استحقاق دریافت حقالزحمه را دارا میباشد.
۲ـ۱۱ آگاه ساختن موکل
وکیل باید موکلش را از چگونگی تعیین حقالزحمهاش آگاه سازد. پیش از تسویه حساب نهایی باید ریز حساب را به ترتیب پیشبینی شده در ماده ۲۴۵ فرمان نوامبر ۱۹۹۱ در اختیار او بگذارد. وکیل باید پیوسته یک حسابداری جداگانه از حقالزحمهها و مبالغی که توانسته دریافت کند و از پاداشهایی که به او پرداخت شده به استثنای مبالغی که مقطوعاً دریافت میدارد. برای هر پرونده داشته باشد.
عناصر تشکیل دهنده حق الوکاله
وقتی که برای دعوا صرف کرده است.
کارهای تحقیقاتی.
ماهیت و سختی کار.
اهمیت منافعی که مورد دعوامی باشد.
تاثیر هزینهها و شارژ دفتری که وکیل عضو آن است.
شهرت، مقام و عنوان، سابقهکار، تجربه و تخصص وکیل.
امتیازات و نتیجهای که بر اثر کار او موکل به دست آورده است.
موقعیت موکل.
۳ـ۱۱ نحوه پرداخت
طرز پرداخت مجاز
وکیل حق دارد حقالزحمه بهنتیجه رسیدن کار را به عنوان مکمل بابت نتیجه خدمات انجام شده مطالبه و دریافت کند.
او میتواند موافقت کند که حقالزحمهاش مقطوع باشد.
وکیل میتواند از موکلش حقالوکاله را به اقساط و یا به صورت مقطوع دریافت کند.

روشهای منع شده
وکیل نمیتواند حقالزحمهاش را به مبنای قرارداد PACTE DE QUATALITIS دریافت کند. قرارداد مذکور قراردادی است که بین وکیل و موکل قبل از اتخاذ تصمیم قضایی نهایی منعقد شده و کل حقالزحمه را بر مبنای نتیجه قضایی دعوا تعیین میکند خواه حقالزحمه مبلغی پول باشد یا مال یا اشیاءبهادار وکیل نمیتواند حقالزحمهاش را از غیر موکل یا وکیل او دریافت دارد.
حقالزحمه برمبنای سهمی از خواسته دعوا ممنوع است.
۴ـ۱۱ پیشپرداخت بابت هزینه و حقالزحمه
وکیلی که دعوایی را میپذیرد باید از موکلش بخواهد که مبلغی پیشپرداخت بر مبنای بر آورد هزینهها و مبلغ حقالوکاله به او بهپردازد مگر آنکه تشخیص بدهد که اوضاع و احوال خاص آن را غیرضروری کرده است. این پیشپرداخت نباید از یک برآورد منطقی حقالوکاله و پیشپرداخت احتمالی که پرونده آن را ایجاب میکند تجاوز کند.
در صورتی که پیشپرداخت مطالبه شده واریز نشود وکیل میتواند از پرداختن به پرونده خودداری کند یا استعفا بدهد بدون آن که منافع موکل را در معرض خطر قرار دهد.
۵ـ۱۱ تقسیم حق الوکاله
وکیل مربوط:
وکیلی که از برقرار ساختن ارتباط میان موکل و وکیل دیگر خودداری میکند و پرونده موکل را به وکیل یا مشاور دیگر محول میکند شخصاً مسوول پرداخت حقالوکاله هزینهها و پیشپرداختها که به وکیل مربوط تعلق میگیرد، به عنوان پرداخت به درخواست وکیل خواهد بود. وکلا میتوانند از همان ابتدا به طور کتبی خلاف آن را توافق کنند به علاوه وکیل اولی میتواند در هر زمان کتباً تعهدش را محدود به مبلغی کند که تا آن موقع بدهکار بوده است و از آن تاریخ به بعد دیگر مسوولیتی نخواهد داشت.
جز در موردی که خلاف آن شرط شده باشد مراتب بند بالا در روابط وکیل و هر شخصی که وکیل با او به صورت مکاتبهای مشورت کرده یا به او ماموریتی داده است قابل اعمال خواهد بود.
نوشتن اسناد به صورت مشترک:
درباره نوشتن اسناد و هنگامی که یک سند مشترکاً توسط چند وکیل نوشته شده است پرداخت حقالزحمه هر یک از مداخله کنندگان باید توسط موکل یا شخص ثالثی که دستور آن را داده پرداخت گردد و به حساب شخص ثالث مزبور خواهد بود.
در صورتی که عرفاً حقالوکاله نوشتن سند انحصاراً به عهده یکی از دو طرف باشد و مشروط به آن که در سند صراحتاً شرط شده باشد حقالوکاله باید در صورت نبودن شرط مخالف متساویاً بین وکلایی که مشترکاً در نوشتن آن شرکت داشتهاند تقسیم
گردد.
تقسیم حق الوکالهای که ممنوع میباشد:
تقسیم حقالوکاله یا حاصل کار توسط وکیل بخصوص در مواردی که ظاهر بر لزوم تقسیم باشد بین وکیل و شخص حقوقی که وکیل نیستند ممنوع میباشد.
استثنا بر ممنوعیت
این اصل مانع از آن نخواهد شد که مقررات قابل اعمال بر شرکت هایی که موضوع آنها انجام دادن مشترک چندین شغل آزاد مجاز میباشد به موقع اجرا گذارده
شود.
در موردی هم که وجه یا پاداشتی به وراث یک وکیل هم کار پرداخت میشود این اصل اعمال نمیگردد.
۶ـ۱۱ حقالوکاله در شرایطی که به موجب قوانین و آییننامهها پیشبینی شده است نقد یا به وسیله چک: انتقال بانکی، به وسیله سند در وجه حامل یا به وسیله کارت بانکی پرداخت میشود. وکیل میتواند پرداخت را به وسیله براتی که توسط محال علیه قبولی نوشته شده باشد بپذیرد.
پشتنویسی فقط به نفع بانک وکیل تنها به منظور وصول قابل انجام میباشد. وکیلی که دارنده برات پرداخت نشده باشد میتواند در دادگاه بازرگانی اقامه دعوا
کند.
با این حال هرگاه طلب حقالوکاله مورد تعرض قرار گیرد وکیل باید به رییس کانون وکلا، از نظر پرداخت مالیات و در خواست قرار اناطه در مقابل دادگاه بازرگانی مراجعه کند.

ماده ۱۲ ـ انواع مزایده در فروشهای دادگاه
۱ـ۱۲ فروش قضایی
در مورد فروشهای قضایی که در دادگاه به عمل میآید نمیتوان به فهرست بهایی که مواد و شرایط عمومی آن، فهرست بهایی تیپ متفاوت باشد استناد کرد (هنگامیکه هیات مدیره کانون وکلا آن را پذیرفته باشد) تغیرات احتمالی از طرف رییس کانون یا نماینده او پیشنهاد خواهد شد.
وکیل در مورد آگهیها باید برطبق عرف محل عمل کند.
در همه حالات نام وکلای تعیین شده باید در آگهی قانونی ذکر شود.
۲ـ۱۲ مزایده
وکیل باید از هویت موکل از اهلیت او و از ملایت او و در صورتی که پای شخص حقوقی در میان باشد از اختیارات نماینده شخص حقوقی اطمینان حاصل کند. وکیل نمیتواند یک مال را به حساب چندین موکل مزایده بگزارد.
وکیل نمیتواند برای اشخاصی که تعارض منفعت دارند مالی را به مزایده بگزارد.
حتی در حضور موکل و در جلسهای که وکالت از طرف موکل برای مزایده گزاردن حضور دارد باید با دستور کتبی که در آن حد

/ 0 نظر / 13 بازدید